اورليوس
ماركوس اورليوس آنتونينوس1 در 121 در روم زاده شد و در 180 در پانونيا2 درگذشت. امپراتور روم از 161 تا 180، يكي از خردمندترين و نيكترين مردان. يادداشتهايش دربارهٴ شرح حالش يا تأملات3 او يكي از كتابهاي زرين ادبيات جهان است، همچنين بزرگترين اثر در فلسفهٴ رواقي است، و براي درك عقايد علمي رواقيان ميتواند مورد مطالعه قرار گيرد. فلسفهٴ رواقي پس از زمان م. اورليوس به سرعت زوال يافت و با فرا رسيدن موج مسيحيت سرانجام غروب كرد. برخي از دستورات رواقي به صورت بخشي از تعاليم مسيحي درآمد، ولي عقيدهٴ رواقيان به يك جوهر واحد حقيقي در جهان تا زمان اسپينوزا يكسره ناپديد شد.
نومنيوس
نومنيوس4 آپاميايي در سوريه در حوالي نيمهٴ سدهٴ دوم برآمد. فيلسوف فيثاغوري و پيشآهنگ نوافلاطونيان. او كوشيد تا آيين فيثاغوري را با آيين افلاطون و نيز با فلسفههاي مختلف شرقي (عبري، هندي، ايراني و مصري) سازش دهد.
ابن ديصان
ابن ديصان5 در 154 در ادسا زاده شد و در 222 در آني6 ارمنستان درگذشت. فيلسوف مسيحي، آخرين نويسندهٴ غنوسي و نخستين نويسندهٴ سرياني (غير از مترجمان كتاب مقدس). بنيانگذار شعر سرياني. مورخ و ستارهشناس. او رسالهاي در ستارهشناسي نوشت (مفقود شده) و بر آن شد كه مجموع عمر جهان 6000 سال است. او يك چند در سالهاي پختگياش از نظريات ستارهشناسي و غنوسي دست كشيد. اندكي پس از 196 محاورهاي دربارهٴ سرنوشت7 نوشت كه فاقد اثري از آيين غنوسي است. ممكن است اين اثر به وسيلهٴ خود او نوشته نشده، بلكه كار يكي از شاگردانش باشد. اين اثر نوعي از محاورات افلاطوني است، كه متكلم اصلي در آن ابن ديصان است و بيشك تعليمات او را منعكس ميسازد. نوشتههاي ابن ديصان داراي اهميت ويژهاي است، زيرا مآخذ اصلي تعاليم ماني بوده است (نك نيمهٴ دوم سدهٴ سوم).